ابن أبي أصيبعة ( مترجم : سيد جعفر غضبان )
425
عيون الأنباء في طبقات الأطباء ( فارسى )
سبب را از او پرسيدم ؟ جواب داد : آن را سرخ مىكرديم و مىگذارديم سرد شود ، ولى سرد نمىشد و بو مىگرفت ناچار آن را دور مىريختم . يوسف گفت : ابراهيم بن فرازون به من خبر داد ، در خاك سند گوشتى كه از آن متنفر نشوم نخوردم ، مگر گوشت طاوس كه گوشت خوش طعمى مثل گوشت طاوس در سند نيست . ابراهيم بن عيسى بن منصور معروف بابن نزيهة از غسان بن عباد در مورد گوشت طاووسهاى سند پرسيد ؟ او همان جواب ابراهيم بن فزارون را برايم گفت . يوسف گفت : ابراهيم بن فزارون برايم نقل كرد : كه به غسان بن عباد خبر دادند در رودخانهء معروف به مهران كه در سند است ، يك نوع ماهى وجود دارد كه شبيه بزغاله مىباشد . مردم اين ماهى را صيد نموده ، سر و تمام بدن تا محل مخرج آن را گلمالى مىكنند و آن قسمت از بدنش كه زير گل نرفته يا گلمالى نشده روى آتش سرخ مىكنند . به اين ترتيب كه ماهى را با دست گرفته روى آتش نگاه مىدارند تا سرخ شود و آن را مىخورند يا دور مىريزند . سپس ماهى مزبور را به آب برميگردانند . اگر استخوان فقرات آن نشكسته باشد ، ماهى در آن زنده مىماند و گوشتى كه از او جدا شده دوباره مىرويد . غسان امر كرد بركهاى در خانهاش كندند و آن را پر از آب كرد و دستور داد اين امر را امتحان نمايند . ابراهيم گفت : هر روز چند عدد از آن ماهى را مىآورديم و به همان ترتيب كه شرح داده شد ، سرخ مىكرديم . هريك از آنها كه استخوان كمرش نمىشكست ، دوباره روى استخوانهايش گوشت مىروئيد . بعضى از آنها را كه عمدا استخوانهايش را مىشكستيم مىمرد . پوست اين ماهى شبيه به پوست بزغاله سياه بود و آن قسمت را كه سرخ كرده بوديم و دوباره به آب مىانداختيم ، گوشتى كه پيدا مىكرد رنگش متمايل به سفيدى بود . يوسف گفت : از ابراهيم بن فزارون پرسيدم ، بعضى گويند رودخانه مهران همان نهر نيل مىباشد . آيا اين مطلب صحيح است ؟ در جواب گفت : خودم ديدم كه نهر